سلام سلام

*********

کوله بارش را که بست،بی درنگ لحظه ی آمدنش را از ذهن گذراند

هیچ چشم مشتاقی در انتظارش نبود

همه با لبخند، ساعت رفتنش را می پرسیدند

همه سر در گریبان از او دور می شدند

همه کس همه چیز حتی خودش هم، سرد بود

بودنش چقدر با شتاب گذشت

دلش پاک بود

به زلالی آب

به شفافی یخ

به سپیدی برف

رفتنش نزدیک بود

با خود گفت

خاکستری رنگ عجیبی ست

کاش اندیشه ها سپید بودند!

(گ-س)

/ 22 نظر / 2 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مسافر کویر

سلام...چه زيبا و دلنشين نگاشتی دلـــم گرفـــته ، آیـــنه ها هم که بر نمی دارند..الو با یه خط خطیه تازه به روزم يا علی [گل]

سکوت شبانه

سپید شدن دل و سپیدی ذهن همراه با بی دغدغه ترین ها تقدیم مسافری که لحظه هایش بدون اتنتظار منتظری در جاده تنهای رو به سوی فردای بی سیاهی و در امتداد خط خاکستری ذهنی ست که بی تشویش به فردا فکر می کند س ا ج د

سیاوش

درود بر گندم سبز عزیزم.. =========================== بودنش چقدر با شتاب گذشت بودنش چه زود به رفتن گره خورد بودنش را هیچ‌کس طاقت نیاورد انگار او دلش پاک بود به زلالی آب به شفافی یخ رفتنش نزدیک بود کوله‌بارش پر ٍ خاطرات خاکستری این همه بود با خود گفت آه از این خاکستری، رنگ عجیب کاش اندیشه‌ها سپید بودند! کاش... =========================== زیبا بود پیروز و خوش‌دل باشی...

روحی

سلام دوست یعنی سی شارپ سخته؟؟؟ که حیف فرمودید؟؟؟ نمیرسم تا خرداد نه؟ ولی دیگه انتخاب کردم تلاشمو میکنم[لبخند][گل]

نيکو

کاش اندیشه ها سپید بود کاش...... سلام زیبا بود ممنون از حضور پر مهرت [گل]

گلادیاتور

همیشه رنگها این سوال را برایم دارند که چرازمانی که میهمان خدا بودم کور رنگی داشتم؟!

گلادیاتور

همیشه فاصله سنگ وشیشه نزدیک است ولی صدای شکستن نجیب می آید....

سکوت شبانه

همين در آفتاب قدم زدن برای من کافيست همين تو را حس کردن برای من کافيست نمی خواهم تو را به کاری وادارم همينگونه باورت دارم.=========== میدونی تصور نصوراتی که تنها بوی خاطرهای خوشو بد گذشته تکرار نشدنی ماست بعضی وقتها سخت میشه خیلی سخت گندم سبز س ا ج د

سیاوش

"دو شعر و تبریک برای سال نو"