بدون شرح

سلام سلام

_________

 

امشب جور دیگری بود

همه چیز فرق می کرد

سکوت

تنهایی

سیاهی

مثل همیشه مخوف نبود

عاشق موجود کوچک شده بود

که همیشه از زمین نگاهش می کرد

و او را در رویا، از سقف کبود می چید

حتی نورش هم بیشتر شده بود

آسمان آرام و اهلی و نرم

او را در آغوش گرفته بود

شب آخر بود

آرزو کرد

کاش این لحظه ها بی نهایت بود!

 

 

 

 

پ.ن1: 

شده یه کاری برای خودت،فقط بخاطر دل خودت انجام بدی؟

چند بار برای دلت گریه کردی؟

آخرین بار که از ته دلت بخاطر خودت خندیدی کی بود؟

تا حالا برای کار خوبی که انجام دادی خودتو تشویق کردی،به خودت جایزه دادی؟

چه مدت از آخرین باری که خودتو تنبیه کردی می گذره؟

چند دفعه برای دلت آرزو کردی که فقط و فقط مربوط به خودت باشه؟

یه آرزو کن....

 

من آرزو کردم

برآورده شد

 

- چی بود؟

 

 

اینکه بازم رد پاتو اینجا ببینم!

 (گ-س)

 

 

 

/ 23 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعیده

سلام از اینکه به من سر زدین ممنون من بعد از غیبت طولانی دوباره اومدم همه چی کلی عوض شده!!!!

یه آدم کوچولو

ای بابا چرا من هی میام اینجا به روز نیست آخه!!!! بدو دیگه![چشمک][نیشخند][گل] به روز کردم حوصله کردی یه سر بزن[گل]

گلادیاتور

نور اتاق تان شب ها به حیاط خانه ی ما سرک می کشد شاخه ی انگورهای مست باغچه تان عربده های قناری پدرم را در آورده وچه قدرباحیا گربه ی خانه تان هیچ گوشتی از دست اهالی نمی گیرد آیا اینها بس نیستند که یکی تورا دوست داشته باشد؟

سکوت شبانه

من به گم شدن به زور برده شدم تو مچی ؟معلوم هست کجای؟

عباس

سلام گندم جان سبز دوست من؛ خوبی؟ شاد و سربلند باشی. [گل]

Liberal

ٍSalaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam [قلب][بغل][قلب] chetory shoma baba damet garm miay sar mizani midoni man miam vali mibinam UP nemikoni dg nazar nemidam miram rasty chera UP nemikoni\ [ناراحت] man ke hamash ta 19 azar mah hastam akhe daram miram sarbazi [خجالت][نیشخند] Bye Net Dadam faghat bazi vaghta miam vase hamin kam up mikonam movazebe khodet bash shad bashio movafagh bazam bia tarafaye ma [قلب][قلب][قلب][قلب]

یه آدم کوچولو

[عصبانی] چرا این‌جا به روز نمی‌شه آخه... من با تاریخچه‌ی... به روزم[گل]

رایکا

سلام خوبی عزیزم اومدم بگم که من اپ کردم اگه میشه منت بر یر ما بزارید و یک سر به کلبه درویشی ما هم بزنید خوشحال میشم جمعه اي ديگر و باز هم جمعه اي ديگر باز هم تو نيامدي هم اكنون دلم _ خدا مي داند _ كه براي شكوفه هاي نرگس تنگ شده است . و تو عزيز حتي يك نگاه خود را نشان ندادي ديروز دختركي كاسه در دست در خيابان لحظه ها ارزو مي كرد كاش كاسه اش لانه پرنده اي باشد اما كاسه اش پر از تهي و در اسمان نگاهش هيچ پرنده اي پر نمي زد دوباره شب دوباره جمعه و جمعه اي ديگر و باز تو نيامدي و دلم انگار به من دوباره چيزي مي گويد ايا خوش باور باشم ؟ تو اي عزيز دستي بر اسمان داري و نگاهي بر زمين ماه و مهتاب در نگاه تو و زمين زير پاي ت آه دوباره جمعه و جمعه اي ديگر و باز تو نيامدي . منتظرتم عزیزم

سروش

درود زیبا تار نما را نو نمودم تشریف بیاورید بدرود[گل]