خیال خوش

سلام سلام

**********

می رود

و بی تفاوت

مرا ،با شب ضجه هایم رها می کند

غم می داند

در پسا پرده ی چشمم 

خون، رقص باران می کند

دلتنگی  دوری  جدایی

از برایم

ترک معنا می کند

قطره ی مینای اشکم

بر سریر،لوت دریا می کند

مرغ بی بند دلم

در جنون، عزم لیلا می کند

شیخ دل مست وجودم

در نماز،

سجده بر رویای ترسا می کند

غما، اکنون دمی آرام گیر

این خوشی از بخت من 

با خیالش

جشن بر پا می کند

 

(گ-س)

  
نویسنده : گندم ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢ بهمن ۱۳۸٦
تگ ها :